به نام حق ![]()
کاشکی وقتی فرشته ها زیر بغلم رو رها کردند و گفتند اینجا زمین هست و امروز تو متولد میشی روزی که
تو رو نماینده خدا به حساب میارن التماس شون میکردم که من رو به همون اسمون برگردونند اخه من
مگه می تونم نماینده خدا باشم ؟؟!!! من فقط می دونم یک خدایی هست همین .
حالا سال هاست که من زمین هستم و اسمون بالای سرم اگر روزای اول یادم بود که یک
اسمونی هست و یک خدایی الان فقط وقتی کم میارم وقتی می بینم زمین و ادمکای زمینی
نمیتونند گره از کارم باز کنند میگم خدایا کمکم کن ولی دیگه خسته شدم بی معرفتی هم
حدی داره نامرد بودن عقل معیوب می خواد و دل سنگ اما من هنوز وقتی اسم خدا رو
می شنوم وقتی صدای الله اکبر توی گوشم می پیچه حس خوب دارم و اشک توی
چشم هام ٌ هنوز خدا هم از من ناامید نشده چون دستام خالی نیست چون وقتی این دستای
محتاج رو سوی همون اسمون خدا می برم بارون میاد من هنوز بوی اب و خاک رو حس میکنم
من هنوز توی این همه الودگی های جو رواجور زمین دارم هر روز هوای خدا رو نفس
می کشم !!
خدایا این همه مدت که روی زمین بودم داشتی به من نگاه می کردی امیدوار بودی که صدات کنم فقط بیام
پیش خودت نیومدم حالا که مهونی گرفتی و من رو هم دعوت کردی که به خودم بیام کمکم میکنی که توی
ضیافت اسمونی به یاد بیارم که ادم روی زمین اومدم و انسان باید به اسمون برگردم .
من توی این دنیای غفلت که عمرم رو درونش حروم کردم یک چیزی رو خوب فهمیدم :
خدایا ما ادما هر چی که باشیم روی زمین بدون تو شاید زنده باشیم اما زندگی نمیکنیم .
+ نگاشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 23:55 توسط پردیس
* بسم الله الرحمان الرحیم *
َسوره انسان (دهر)
اين سوره در مدينه نازل شده و 31 آيه دارد
محتواى سوره ((انسان ))
اين سوره در عين كوتاهى محتواى عميق و متنوع و جامعى دارد و از يك نظر مى توان آن را به پنج بخش تقسيم كرد:
در بخش اول از آفرينش انسان و خلقت او از نطفه امشاج (مختلط) و سپس هدايت و آزادى اراده او سخن مى گويد.
در بخش دوم سخن از پاداش ابرار و نيكان است كه شاءن نزول خاصى در مورد اهل بيت (عليهم السلام ) دارد كه به آن اشاره خواهد شد.
در بخش سوم دلائل استحقاق اين پاداشها را در جمله هائى كوتاه و مؤ ثر بازگو مى كند.
در بخش چهارم به اهميت قرآن ، و طريق اجراى احكام آن ، و راه پرفراز و نشيب خودسازى اشاره شده .
و در بخش پنجم سخن از حاكميت مشيت الهى (در عين مختار بودن انسان ) به ميان آمده است .
براى اين سوره نامهاى متعددى است كه مشهورترين آنها سوره ((انسان )) و سوره ((دهر)) و سوره ((هل اتى )) است كه هر كدام از آنها از يكى از كلمات اوائل سوره گرفته شده است ، هر چند در رواياتى كه بعدا در فضيلت سوره مى خوانيم تنها از ((هل اتى )) ياد شده است .
فضيلت تلاوت سوره انسان
در حديثى از پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آمده است : من قرأ سورة ((هل اتى )) كان جزاؤ ه على الله جنة و حريرا: ((كسى كه سوره هل اتى را بخواند پاداش او بر خداوند بهشت و لباسهاى بهشتى است )).
و در حديثى از امام باقر (عليه السلام ) آمده كه ((يكى از پاداشهاى كسى كه سوره هل اتى را در هر صبح پنجشنبه بخواند اين است كه در قيامت با پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) خواهد بود)).
آيه 1 - 4
بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
هَلْ أَتى عَلى الانسنِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شيْئاً مَّذْكُوراً(1)
إِنَّا خَلَقْنَا الانسنَ مِن نُّطفَةٍ أَمْشاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَهُ سمِيعَا بَصِيراً(2)
إِنَّا هَدَيْنَهُ السبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً(3)
إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَفِرِينَ سلَسِلا وَ أَغلَلاً وَ سعِيراً(4)
ترجمه :
بنام خداوند بخشنده بخشايشگر
1 - آيا چنين نيست كه زمانى طولانى بر انسان گذشت كه چيز قابل ذكرى نبود؟!
2 - ما انسان را از نطفه مختلطى آفريديم ، و او را مى آزمائيم (لذا) او را شنوا و بينا قرار داديم .
3 - ما راه را به او نشان داديم ، خواه شاكر باشد (و پذيرا گردد) يا كفران كند.
4 - ما براى كافران زنجيرها و غلها و شعله هاى سوزان آماده كرده ايم .
با اينكه بيشترين بحثهاى اين سوره پيرامون قيامت و نعمتهاى بهشتى است ، ولى در آغاز آن سخن از آفرينش انسان است چرا كه توجه به اين آفرينش زمينه ساز توجه به قيامت و رستاخيز است همانگونه كه در تفسير سوره قيامت در چند صفحه قبل شرح داديم .
مى فرمايد: ((آيا چنين نيست كه زمانى طولانى بر انسان گذشت كه چيزى قابل ذكر نبود))؟ (هل اتى على الانسان حين من الدهر لم يكن شيئا مذكورا).
آرى ، ذرات وجود او هر كدام در گوشه اى پراكنده بود در ميان خاكها، در لابلاى قطرات آب درياها، در هوائى كه در جو زمين وجود دارد، مواد اصلى وجود او هر كدام در گوشه يكى از اين سه محيط پهناور افتاده بود، و او در ميان آنها در حقيقت گم شده ، و هيچ قابل ذكر نبود.
آيا منظور از ((انسان )) در اينجا نوع انسان است ، و عموم افراد بشر را شامل مى شود؟ يا خصوص حضرت آدم است ؟.
آيه بعد كه مى گويد ما انسان را از نطفه آفريديم قرينه روشنى بر معنى اول مى باشد، هر چند بعضى معتقدند كه انسان در آيه اول به معنى حضرت
((آدم )) و ((انسان )) در آيه دوم اشاره به فرزندان آدم است ، ولى اين جدائى در اين فاصله كوتاه بسيار بعيد به نظر مى رسد.
در تفسير جمله ((لم يكن شيئا مذكورا)): چيز قابل ذكرى نبود نيز نظرات ديگرى اظهار شده است ، از جمله اينكه : انسان به هنگامى كه در عالم نطفه و جنين بود موجود قابل ذكرى نبود، ولى بعدا كه مراحل تكامل را پيمود به موجودى قابل ذكر تبديل شد.
در حديثى از امام باقر (عليه السلام ) نقل شده كه فرمود: ((انسان در ((علم خدا)) مذكور بود، هر چند در ((عالم خلق )) مذكور نبود)).
در بعضى از تفاسير نيز آمده كه منظور از ((انسان )) در اينجا علماء و دانشمندان است كه قبل از فرا گرفتن علم قابل ذكر نبودند، اما بعد از رسيدن به نظام علم در ميان همه مردم ، در حيات و بعد از موتشان ، همه جا ذكر آنها است .
بعضى نقل كرده اند كه ((عمر بن خطاب )) اين آيه را از كسى شنيد گفت اى كاش آدم همچنان غير مذكور باقى مانده بود، و از مادرزاده نمى شد، و فرزندانش مبتلا نمى شدند!.
و اين سخن تعجب آور است چرا كه در واقع ايرادى است به مساءله آفرينش .
به هر حال بعد از اين مرحله نوبت آفرينش انسان ، و موجود قابل ذكر شدن است ، مى فرمايد.
((ما انسان را از نطفه مختلطى آفريديم ، و او را مى آزمائيم ، و لذا او
را شنوا و بينا قرار داديم )) (انا خلقنا الانسان من نطفة امشاج نبتليه فجعلناه سميعا بصيرا).
((امشاج )) جمع ((مشج )) (بر وزن نسج يا بر وزن سبب ) يا جمع ((مشيج )) (بر وزن مريض ) به معنى شى ء مخلوط است .
آفرينش انسان از ((نطفه مخلوط)) ممكن است اشاره به اختلاط نطفه مرد و زن و تركيب ((اسپر)) و ((اوول )) بوده باشد همانگونه كه در روايات اهلبيت (عليهم السلام ) اجمالا به آن اشاره شده است . يا اشاره به استعدادهاى مختلفى كه در درون نطفه از نظر عامل وراثت از طريق ژنها و مانند آن وجود دارد، و يا اشاره به اختلاط مواد مختلف تركيبى نطفه است ، چرا كه از دهها ماده مختلف تشكيل يافته ، و يا اختلاط همه اينها با يكديگر معنى اخير از همه جامعتر و مناسبتر است .
اين احتمال نيز داده شده كه امشاج اشاره به تطورات نطفه در دوران جنينى است .
جمله ((نبتليه )) اشاره به رسيدن انسان به مقام ((تكليف و تعهد و مسؤ وليت و آزمايش و امتحان )) است ، و اين يكى از بزرگترين مواهب خدا است كه به انسان كرامت فرموده و او را شايسته ((تكليف و مسؤ وليت )) قرار داده است .
و از آنجا كه ((آزمايش و تكليف )) بدون ((آگاهى )) ممكن نيست ، در آخر آيه اشاره به ابزار شناخت و چشم و گوش مى كند كه در اختيار انسانها قرار داده است .
+ نگاشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 23:40 توسط پردیس

مسابقه و قرعه کشی و جشن بزرگ تسنيم 2" "
دومین جشنواره بزرگ تسنیم با تفکر و تامل در متعالی سوره " هل اتی" (انسان)
سوره "انسان" هفتادو ششمین سوره قرآن و مدنی است و نامهای متعددی از جمله (هل اتی و دهر ) دارد. فضیلت تلاوت و تدبر در این سوره روایات بسیاری آمده است پیامبر اکرم فرمودند : * کسی که سوره " هل اتي را بخواند پاداش او بر خداوند ،بهشت و لباسهاي بهشتي است.*
در سوره كوتاه كه 31 ايه است مفاهيم عميق و دل انگيزي امده است از جمله توصيف بهشت و نعمتهاي ويژه كه اين تعابير و توصيفات كم نظير هستند
"سلسبیل " ٬ " زنجبیل " ٬ "کافور"٬ "سندس" ٬ استبرق" و... از تعابیر ویژه این ايات است
هر كاري كه بلدي كه بالا بهش اشاره كردم اين ديگه بسته به توانايي خودت داره كه چه كاري رو ارايه بدي
هدف از برگزاری این مسابقه تامل و تدبر در معانی آیات قرآن است.
شما میتوانید آثار خود را به:
شماره اس ام اس :۳۰۰۰۰۸۸۸
E-mail به آدرس : javan@parazit.ir
و به صندوق پستی: تهران ۵۷۴۷-۱۹۳۹۵
و با تلفن : ۲۲۱۶۷۷۸۳ (ستاد مرکزی تسنیم) تماس حاصل نمائید.
وبلاگ تسنیم : tasnimcenter.blogfa.com
+ نگاشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 14:43 توسط پردیس
به نام حق .![]()
گاه بهتر است که سکوت کرد و در تنهایی خواند ، ای کاش از ابتدا می توانستیم با چشمان بسته هم بخوانیم
و دریچه ی دل خود را بی پروا به روی عشق بگشاییم . عشقی که همه از ان سخن می گویند ولی خداوند
تنها نظاره گر بخشندگی این عشق در تعداد کمی از انسان هاست .
سلام
اینجا:
تسنیم جاری / عاشقی ازاد

اگه تشنه ی تسنیم هستید و عاشق خدا*، خوب جایی اومدی می خوایم سوره انسان رو بخونیم و
یادمون باشه که ادم روی زمین اومدیم و انسان باید برگردیم یادمون باشه که انسان یعنی جاشین خدا* ،
یعنی یک نماینده از خدای* اسمون روی زمین .
اگر تسنیم 2 بهانه ای باشه برای یاداوری این حرفا , برای زنده کردن و پیدا کردن ارزش های انسانی پس
بلند شیم که ممکنه دیگه فرصتی پیدا نشه که به مهمونی خدا* دعوت بشیم حالا که خودش از ما خواسته
بریم سراغش ، حالا که همه چیز مهیاست تا بنده با خدای* مهربونش درد و دل کنه چرا درنگ میکنی و
عجله نمی کنی !!!؟؟
مطمئن باش زمانی به دیدن خونه ی خدا* میریم که شایستگی داشته باشیم ، که لایق حلقه اویزشدن در
خونش باشیم که انقدر دل تنگ دیدنش باشیم که دعوت مون کنه به خونه ی خودش .
از همین امروز شروع می کنیم چون هر لحظه با خدا* بودن ارزش تمام عمر رو داره پس یا علی اگه به
حال و هوای خوبی رسیدید به یاد همگی انسان ها باشید .
اینجا تسنیم برای همه جاری هست فقط باید کاسه ی دلت لبریز بشه که بتونی عطش عشق خدا* رو بر طرف
کنی .
سعی میکنیم توی این فضا براساس ایه های سوره ی انسان با خدا* حرف بزنیم .
+ نگاشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 21:24 توسط پردیس

